(پیش از واقعه)
تو را خطاب می کنم
ای یار
ای دلدار
بنا نبود نبینی مرا عزیز
بنا نبود نبینم تو را به خواب
من آمدم
نشستم
گفتم آنچه بود
تو اما هنوز
نیامدی
نگفتی آنچه هست
آیا نیامدی؟
ندیدی که خطاب می کنم تو را؟
...
(پس از واقعه)
باور نمی کنم
که چنین سهل و بی صدا
باور نمی کنم
که چنان دیر و در خفا
بودم
آمدی
ندیدم چرا تو را
هستم
بیا
ببینم مگر تو را