صبح آنلاین

دفترهای شعر

 

همه را می دانم

قلمم مي لغزد

و دلم مي سوزد

بهر آن كاغذ بي خط و خطا

كه بكارت را مي سپارد به فنا

 

كلمه در قفس است

مرغ دل بي نفس است

همه در ها بسته است

خاطره ها خاموش

همه پا ها خسته است

همه را مي دانم

 

گر شكايت بنمايي از جور،

گر حكايت گري از گردش و دور،

گر كلامي برهاني از بند

به خدايت سوگند

همه را مي دانم

و سكوتت را هم

خط به خط مي خوانم

 

من دلم مي سوزد

بهر اين كاغذ بي خط و خطا

كه بكارت را هم به قلم مي بازد

 

برگ نخست | درباره ما | تماس با ما |©2008-2009|استفاده از مطالب این سایت تنها با ذکر منبع مجاز است