صبح آنلاین

دفترهای شعر

 

غزل همای بخت من

همای بخت من بر من نظر کن
دمی دیگر بر آسمانم گذر کن
چو می دانی بدون تو دلی نیست
چو دلداری به رویایم سفر کن
به گرمی درد عشقت برگزیردم
ز سردی بهر درمانم حذر کن
چو آزمودی عیار مستی ام را
به فتح هستی ام ای جان خطر کن
ربودی گرچه آرام و قرارم
به انعامی ز دستانت ضرر کن
چو شمعی سرد و خاموش است این دل
تو جانش را ز گرمایت شرر کن
شبان رفتند و روزان از پی هم
شبی هم سوته دل بی دل سحر کن

برگ نخست | درباره ما | تماس با ما |©2008-2009|استفاده از مطالب این سایت تنها با ذکر منبع مجاز است