صبح آنلاین

دفترهای شعر

 

از نگاه پنجره

از پنجره كه بيرون را نگاه كني

برف مي بارد

درخت خشكيده پير را

سايه اي سپيد مي پوشاند

و دانه هاي درشت برف

سطر به سطر

شعر سپيدم را در برمي گيرد

 

از پنجره كه بيرون را نگاه كني

آسمان خاكستري پوش را مي بيني

كه وجودش را شوق اندوه فراگرفته

و دانه هاي برف همچنان فرومي ريزد

 

از پنجره كه بيرون را نگاه كني

آسمان

آهسته آهسته مي پراكند

در هجوم بي امان دانه هاي برف

ابر ِ اندوه ديرينه اش را

و چه زيبا درخت پير خشكيده را

لباسي گرم

سپيدپوش مي كند

و چه باورنكردني

اندوه سبز من

بر اندام نزارم چهره مي شود

 

از پنجره كه بيرون را نگاه كني

فردا به تو سلام خواهد كرد

فردا آسمان آبي خواهد بود

فردا زمين رخت سپيد مي پوشد

 

 

برگ نخست | درباره ما | تماس با ما |©2008-2009|استفاده از مطالب این سایت تنها با ذکر منبع مجاز است